عبد الجواد الكليدار ( مترجم : مسلم صاحبى )
308
تاريخ كربلا وحائر الحسين ( ع ) ( تاريخ كربلا و حائر حسينى ) ( فارسى )
عمومى جهان ، به ايراد سخن در اين محاكمه تاريخى بپردازد . اكنون به سخنان او در كتاب « چهار قرن از تاريخ عراق » گوش فرا دهيد كه چنين مىگويد : عربهاى سرزمين نجد در عقيده و مذهب ، با ديگر مسلمانان تا اواخر قرن دوازدهم هجرى اختلافى نداشتند تا اينكه آموزههاى جديد « محمد بن عبدالوهاب » ، ميان آنان پخش و منتشر گرديد و با طبع اوليّه ايشان كه از تمدن بويى نبرده بودند و در تأمين نيازمندىهاى زندگى ، به جنگ و خونريزى تكيه داشتند ، موافق بود و از جانب فرماندهء آنها ( محمد بن سعود ) نيز مورد استقبال قرار گرفت . محمد بن عبدالوهاب ، فارغالتحصيل دانشكدهء دينى بغداد بود و فرصتى به دست آورد تا ديدگاه بزرگان را نسبت به محل اقامت خود جلب نمايد . او از بغداد به مدينه و سپس به عوينه در نجد منتقل شد و سرانجام ، مجبور به فرار از آنجا گرديد و به محمد بن سعود امير « درعيّه » پناهنده گشت و از او خواست اجازه دهد نزدش اقامت نمايد . مدت دو سال آنجا ماند و بر انديشهء محمد بن سعود تسلط يافت . در نتيجه ، آن دو نفر ، نيروهاى مادّى و معنوى خود را متحد ساختند كه از پيوستن آنها دولت بسيار كوچكى پديد آمد و افكار خود را پيروزمندانه ، نشر و گسترش دادند . « 1 » امير محمد بن سعود در سال 1179 ه ( 1765 م ) از دنيا رفت و عبدالعزيز بن سعود ، جانشين او شد . هنوز سال 1189 ه ( 1775 م ) فرا نرسيده بود كه عبدالعزيز ، قدرت عظيمى در شبه جزيره به دست آورد و از همان زمان به عنوان امپراطور سعودى نجد با عقيده وهابى شناخته شد و از آن پس ، جنگ و ستيزهاى دينى خود را از هر جهت گسترش داد . البتّه عراق قبل از سال 1205 ه ( 1790 م ) وجود همسايه جديد و بىثباتى را احساس
--> ( 1 ) . چهار قرن از تاريخ عراق ، ص 227 .